الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )
63
الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )
( 1 ) بن مريم وقتى در گهواره سخن گفت حجت خدا بود بر اهل زمانش ؟ فرمود : در آن روز پيغمبر بود و حجت خدا بود ولى مرسَل نبود ، آيا گفتهء او را نشنيدى كه فرموده ( 31 سوره مريم ) : « به راستى من بنده خدايم به من كتاب داده و مرا پيغمبر ساخته و با بركت نموده هر جا باشم و به من سفارش به نماز و روزه كرده تا زنده هستم » گفتم : در آن روز كه در گهواره بود بر زكريا هم حجّت بود ؟ فرمود : عيسى ( ع ) در آن حال آيتى بود براى مردم و رحمتى بود براى مريم وقتى سخن گفت و از طرف مريم دفاع كرد و حجت و پيغمبر بود براى هر كه در آن حال سخن او را شنيد و سپس خموشى گزيد و ديگر سخن نگفت تا دو سالش شد و زكريا پس از خموشى او حجت خدا بود بر مردم تا دو سال و پس از آن زكريا مُرد و پسرش يحيى كتاب و حكمت را از او به ارث بُرد در حالى كه كودك خرد سالى بود آيا نشنوى قول خدا عز و جل را ( 12 سوره مريم ) : « اى يحيى بگير كتاب را و ما به او حكم نبوت داديم و هنوز او كودك بود » . و چون عيسى ( ع ) هفت ساله شد نبوت و رسالت خود را طبق وحى خدا تعالى به وى اظهار داشت و عيسى حجت بر يحيى شد و بر همهء مردم ، و زمين يك روز هم بىحجت بر مردم نماند اى ابا خالد از روزى كه خدا آدم را خلق كرده و در زمين جا داده . من گفتم : قربانت ، آيا على ( ع ) در زمان حيات رسول خدا ( ص ) از طرف خدا و رسولش حجت بر مردم بود ؟ فرمود :